[صفحه اصلی ]    
:: کنوانسیون قانون حقوق معلولین اخبار اختصاصی IDP سخن هفته گزارش ::
بخش‌های اصلی
خانه::
پژواک::
اخبار::
کنوانسیون::
قانون حقوق معلولین::
سازمان های معلولین::
عضویت در سایت::
برقراری ارتباط::
پست الکترونیک::
پیوندها::
خبرخوان (RSS)::
آلبوم تصاویر::
::
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
دریافت اطلاعات پایگاه
نشانی پست الکترونیک خود را برای دریافت اطلاعات و اخبار پایگاه، در کادر زیر وارد کنید.
آخرین مطالب بخش
:: حقوق ۲ میلیونی ۸۰ درصد فرهنگیان بازنشسته
:: نگاهی نو به معلولیت در کتاب «⁣سیمای معلولیت در سینما»
:: با حضور معاون توانبخشی بهزیستی کشور، فعالان حوزه نابینایان تقدیر شدند
:: با محوریت باور و شبکه چاووش برگزار شد کارگاه آموزش و ترویج حقوق افراد معلول در استان لرستان
:: نقشه‌ «اسلامی» برای آشفته بازار مسکن
:: برگزاری مراسم استقبال از قایقرانان مدال آور هرمزگانی مسابقات آسیایی ازبکستان
:: آموزش زبان ناشنوایان به مأموران پلیس
:: کاهش قیمت «پوشک» و بهبود وضعیت بهداشتی معلولان
:: ورزشکاران جانباز و معلول نیاز به تزریق انگیزه دارند
:: شاعری که برای همه قابل فهم است
:: هنرمندی ساکنان کهریزک در تالار وحدت
:: ارائه ویلچر به زائران اربعین از سوی بهزیستی
:: راه‌اندازی ۲۴ مدرسه شبانه‌روزی استثنایی در کشور
:: تذکرات کتبی نمایندگان مجلس به مسئولان اجرایی کشور
:: بررسی اعتبارات ورزشی زنان و ورزش همگانی در کمیته زنان و خانواده کمیسیون فرهنگی
نظرسنجی
آیا از مطالبی که در سایت استفاده می شود رضایت دارید؟
بله
تا حدودی
نه
خیلی کم
خیلی زیاد
   
خبرخوان
پس از دریافت خبرخوان آر اس اس می توانید با کپی کردن آدرس RSS و یا کشیدن لوگوی نارنجی رنگ  UniRSS به داخل خبرخوان خود مشترک سایت معلولین ایران شوید.
:: اولین‌بار که درباره اوتیسم شنیدم ::
 | تاریخ ارسال: ۱۳۹۷/۳/۵ | ارسال‌کننده: تقی زاده | 
 اولین‌بار که درباره اوتیسم شنیدم

روزهایی که در پی تحقیق مقدماتی فیلم مستندمان بودم متوجه شدم خانواده‌های کودکان اوتیستیک در دوسال آغازین زندگی کودکان‌شان متوجه تفاوت کودک خود با بچه‌های دیگر شده‌اند. برخی از آنان به دنبال چرایی این تفاوت رفته و برخی وارد مرحله انکار شده‌اند.

اما اگر بخواهیم به قبل‌ از آن برگردیم یعنی درست زمانی‌که مادران واپسین روزهای بارداری خود را می‌گذرانند تمام احساسات و آرزوهای‌شان برای کودکی که قرار است به او زندگی ببخشند و به این جهان هستی دعوتش کرده‌اند یکسان است. برای کودک بهترین‌ها را می‌خواهند و هنوز بسیاری از آنان با اختلال اوتیسم آشنایی ندارند.

پانته‌آ فراهی مادر آرین می‌گوید: «۱۷ تیر ماه سال ۱۳۸۵ بهترین روز عمر من بود. ٩ ماه انتظار به دنیا آمدن آرین را داشتم و حالا در آغوشم بود.

روزها به تندی سپری می‌شدند. به نظر من آرین زیباترین پسر بچه‌ای بود که هر مادری آرزوی داشتن آن را داشت.

آرین یک سال و نیمه شد و من طبق روال ماهی یک‌بار برای چکاب، او را پیش دکترش می‌بردم. به دکتر گفتم که آرین در مقایسه با بچه‌های همسن و سالش حرف نمی‌زند. دکتر اظهار داشت که بعید می‌داند آرین اوتیستیک باشد ولی ما در ابتدا باید یک نوار گوش و یک تست تیروئید ‌بگیریم تا بتوانیم نظر دهیم. پرسیدم اوتیستیک یعنی چی؟ که دکتر در جوابم پاسخ دادند یعنی در «خودمانده». گفتم: آرین در خود مانده نیست خیلی خوب با بچه‌های دیگر ارتباط برقرار می‌کند».

بعد از تولد کودک آگاهی والدین نسبت به شرایط کودک خود معمولا با پیامدهایی همراه است که می‌توان به ترک خانه و همسر توسط زوج دیگر اشاره کرد.

به صورتی‌که زن یا مرد، فرزند یا زوج دیگر را رها می‌کند و اگر از نظر فیزیکی رها نکند از نظر عاطفی آنان را رها می‌کند. بعضا دیده شده است که یکی از والدین با تهدیدِ همسر خود نسبت به جدایی از او، سعی در قرار دادن فرد در موقعیتی دارد تا او مجبور به رها کردن کودک در آسایشگاه شود در غیر این صورت او همسر خود را ترک خواهد کرد. و در جایگاه آخر کماکان با خانواده چه از نظر عاطفی و مالی می‌ماند اما در مرحله انکار موقعیت قرار می‌گیرد. شاید بتوان گفت زمانی که خبر اختلال کودک را به خانواده می‌دهند به خانواده شوک وارد می‌شود و حضور یک روانشناسِ آشنا به مسائل کودکان اوتیستیک و خانواده‌های‌شان در کنار خانواده الزامی است تا شرایط پیش رو را به صورت کامل برای خانواده تشریح کند و خانواده، خود را در برابر جامعه ایده‌آل‌گرای ما در موضع ضعف نپندارد. پانته‌آ فراهی در ادامه توضیحاتش می‌گوید: «جواب تست‌های پیشنهادی دکتر منفی بود اما غریزه مادری‌ام وجود مشکلی را در آرین به من هشدار می‌داد... مخصوصا زمانی که پسرم را با دختر عمو و پسر عموهای تقریبا هم‌سنش مقایسه می‌کردم و متوجه شده بودم خیلی با آنها تفاوت دارد. مساله را که با همسرم در میان گذاشتم مورد بی‌توجهی همسرم قرار گرفتم. او تاکید داشت پسرمان دچار هیچ مساله‌ای نیست.

از طریق اینترنت شروع به مطالعه کرده بودم و از هر ١٠ موردی که در مورد نشانه‌های اتیسم نوشته شده بود ۵ تا از آنان با حالات آرین مطابقت داشت. در آن روزها احساس تنهایی و درماندگی شدیدی می‌کردم. هر چه بیشتر می‌خواندم بیشتر گیج می‌شدم و دستم به جایی بند نبود. زمانی که آرین را صدا می‌زدم اصلا عکس‌العملی نشان نمی‌داد!

آرین گریه‌های بی‌مورد داشت. بعضی شب‌ها با جیغ از خواب بلند می‌شد و ما نمی‌دانستیم به چه نحوی ساکتش کنیم.

حالا آرین دو ساله شده بود و هنوز هم هیچ خبری از گفتار نبود. به پیشنهاد مادرم آرین را نزد کلینیک گفتار درمانی نزدیک منزل ایشان بردیم.

همسرم طبق معمول قبول نداشت که آرین با هم‌سن‌ و سال‌های خودش تفاوت‌های قابل توجهی دارد. ولی به اصرار من راضی شد تا ما را همراهی کند.

خانم تراپیست به من گفت که اول سعی کنم محیط خانه را برای آرین یکنواخت کنم. تصمیم گرفتم برای مدتی سر کار نروم و مرخصی گرفتم. سعی کردم بیشتر وقتم را صرف آرین کنم و حرف‌های خانم تراپیست را هم انجام بدم. ظاهرا آرین از وضع پیش آمده خیلی هم خوشحال بود و این شروع خانه‌نشینی موقت من و جست‌وجو برای روانشناسی مناسب بود.»


 
  
تسهیلات مطلب
سایر مطالب این بخش سایر مطالب این بخش
نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ
ارسال به دوستان ارسال به دوستان


CAPTCHA code
::
دفعات مشاهده: 75 بار   |   دفعات چاپ: 21 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر
سایت معلولین ایران (سما) Iranian disabled people
تماس با سردبیر :info@idp.ir
Persian site map - English site map - Created in 0.05 seconds with 51 queries by YEKTAWEB 3781