[صفحه اصلی ]    
:: کنوانسیون قانون حقوق معلولین اخبار اختصاصی IDP سخن هفته گزارش ::
بخش‌های اصلی
خانه::
پژواک::
اخبار::
کنوانسیون::
قانون حقوق معلولین::
سازمان های معلولین::
عضویت در سایت::
برقراری ارتباط::
پست الکترونیک::
پیوندها::
خبرخوان (RSS)::
آلبوم تصاویر::
::
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
دریافت اطلاعات پایگاه
نشانی پست الکترونیک خود را برای دریافت اطلاعات و اخبار پایگاه، در کادر زیر وارد کنید.
آخرین مطالب بخش
:: هر فرد کتابخوان بینا در سال یک کتاب را برای نابینایان گویا کند
:: وام 10 میلیونی به مددجویان زلزله‌زده و افزایش ۲ برابری مستمری‌شان تا پایان سال
:: حق‌التالیفی برای چاپ آثارم به خط بریل دریافت نمی‌کنم/ خودم را مدیون نابینایان می‌دانم
:: کارگروه کتاب گویا به زودی تشکیل می‌شود
:: کتاب صوتی را منحصر به نابینایان نکنیم
:: دو رمانم را برای صوتی شدن به «سطر سپید» اهدا می‌کنم
:: چرا کتاب فیزیک برای نابینایان تولید نمی‌شود؟
:: آثارم را برای نشر کتاب نابینایان اهدا می‌کنم
:: از طرح پویش ملی «سطر سپید» استقبال می‌کنیم/ گویا کردن کتاب‌های آموزشی و دانشگاهی
:: طرح پویش ملی «سطر سپید» باعث خرسندی روشندلان است/ کمبود کاغذ کتاب‌‌های بریل در کشور
:: کتاب صوتی نابینایان را به کتابخانه‌ وابسته نمی‌کند/ تولید کتاب‌ بریل هزینه‌بر است
:: مردم در ارتقای تولید کتاب برای نابینایان گام بردارند/ دوست دارم کتاب‌های صادق هدایت را به بریل بخوانم
:: وضعیت سرانه توانبخشی دانش‌آموزان با نیازهای ویژه
:: رئوس برنامه های رئیس جدید دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی اعلام شد
:: مراسم تکریم و معارفه رئیس دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی برگزار شد
نظرسنجی
آیا از مطالبی که در سایت استفاده می شود رضایت دارید؟
بله
تا حدودی
نه
خیلی کم
خیلی زیاد
   
خبرخوان
پس از دریافت خبرخوان آر اس اس می توانید با کپی کردن آدرس RSS و یا کشیدن لوگوی نارنجی رنگ  UniRSS به داخل خبرخوان خود مشترک سایت معلولین ایران شوید.
:: یادداشت یک نابینا برای الف/ گناه ندیدن ::
 | تاریخ ارسال: ۱۳۹۴/۶/۱۷ | ارسال‌کننده: تقی زاده | 
یادداشت یک نابینا برای الف/ گناه ندیدن
 بخش تعاملی الف - سعید درفشیان بروجنی
 اگر یادتان باشد، چند سال پیش، احسان علیخانی در برنامه ی ماه عسل، یکی دو نفر را دعوت کرد که به ضرب چاقو کسی را به قتل رسانده بودند.
البته آنها توانسته بودند در عین حال که نابخشودنی ترین کار را مرتکب شده اند، به طریقی رضایت خانواده ی مقتول را جلب کرده و خود را از اعدام نجات دهند. اما رسانه ی ملی، آن ها را در برنامه ای پر بیننده نشان می داد و سعی داشت بگوید، گرچه آنها اشتباه بزرگی مرتکب شده اند، ولی بخشیدن زندگی‌شان کافی نیست و تازه باید جامعه به آن ها فرصت دهد تا بتوانند به زندگی عادی خود ادامه دهند و از مواهبی همچون داشتن شغل و جایگاه اجتماعی برخوردار باشند.
 آن موقع واقعا این قضیه برایم اهمیت چندانی نداشت و شاید حتی کمی هم به آنها حق می دادم.
به هر حال در هنگام عصبانیت و در یک لحظه غفلت کاری کرده بودند که میشد احتمال داد اگر شرایط طور دیگری بود، مرتکب این عمل نمی شدند. خیلی هم به این فکر نمی کردم که چرا اصولا باید انسان چاقو به همراه داشته باشد تا حتی سهوا مرتکب عمل هولناکی شود! ولی شاید باورتان نشود!
وضعیت زندگی افراد نابینا اگر کمی دقیق شویم، همانند شرایطی است که آنها داشتند، با این تفاوت که نه تنها رسانه ی ملی، بلکه همگان این قشر را یا از یاد برده اند، یا مثل همان مجرمین با آنها رفتار می کنند!
من یک نابینا هستم. همانند بسیاری و البته با مشکلاتی به مراتب بیشتر از مشکلات آنها درس خوانده ام، سال ها فعالیت هنری داشته ام و می توانم با استفاده از کامپیوتر اموری از جمله صدا برداری را انجام دهم.
البته می توانیم فرض کنیم هیچ کدام از این هایی که گفتم هم در بین نیست. در این صورت من فقط یک نابینا هستم. دقیقا گناه من همین ندیدن است. در این جا نیز جامعه به من لطف کرده و به عنوان شاکی مرا اعدام نمی کند، فقط می گوید به جرم ندیدن حق نداری چیز دیگری بخواهی و فقط اجازه می دهیم نفس بکشی!
این که قوت نفس کشیدن را از کجا و چگونه به دست می آوری به کسی مربوط نیست و کسی مسئول آن نیست! تو نمی بینی و چون نمی بینی نمی توانی کار کنی! اگر پایت در چاله ای برود، چشمت کور! تو که نمیدیدی شکر خوردی از خانه بیرون آمدی! اگر سرت به میله ای آهنی خورد که تا آن روز در مسیرت نبود، اشکالی ندارد! همین که زنده ای و نفس می کشی هدیه ای است که با تمام جنایاتت باز هم به تو ارزانی شده و نمی توانی اعتراض کنی که چرا چاله و میله بدون اخطار قبلی سر راهت سبز شده!
این تویی که نمیبینی و مایه ی دردسری! آن ها که چاله می کنند و میله می کارند، می دانند که افراد بینا حواسشان هست و با آن مشکلی ندارند! برای تو به عنوان یک مجرم، قانونی وضع شده که با همه ی بی خاصیتیت، اگر بتوانی شغلی پیدا کنی و در جایی استخدام شوی! البته زیاد خوشحال نباش! تو باید در نهایت راهی برای دیدن پیدا کنی، وگرنه باز هم کاری از پیش نخواهی برد!
تو حق داری در آزمون استخدامی با اتکا به قانون سه یا هر چند درصد جذب معلولین در دستگاه های دولتی شرکت کنی و بعد از کسب نمره ی کتبی و موفقیت در مصاحبه ی تخصصی، اگر بتوانی ببینی استخدام شوی! تو بعد از مراحلی که گفته شد، به کمیسیون پزشکی معرفی می شوی! آنها آموزش دیده اند که با تو حرف نزنند و شاید اصلا فکر می کنند علاوه بر کوری زبان هم نداری! به آنها گفته شده که شخص نابینا ممکن است ندرتا بتواند حرف بزند! شاید مدرک تحصیلی کارشناسی یا بالاتر هم داشته باشد که مهم نیست!
شاید سوابق مثبت دیگری هم داشته باشد که باز هم مهم نیست! او نمی بیند! پس توانایی کار کردن ندارد و خلاص! گرچه معلوم نیست تو که نابیناییت برای همه محرز است، چرا اصلا باید این مرحله را طی کنی! شاید البته این هم لطفی باشد به تو که فرصت داشته باشی راهی برای دیدن پیدا کنی! چون جامعه حتی برای تو هم به عنوان یک مجرم حقوقی قائل است!
خلاصه: زندگی تو حتّی آن مقدار ارزش ندارد که مثل آنهایی که مرتکب قتل شده بودند، مورد توجه قرار بگیری و در رسانه ی ملی از مردم و مسئولین خواسته شود تا فرصتی دیگر هم به تو بدهند! تویی که گناهت ندیدن است! ندیدنی که هیچ کس جز خودت مسئول آن نیست!
در پایان این جانب به عنوان یک نابینا، حداقل برای خودم از دادگاه جامعه تقاضای تجدید نظر در رأی صادره دارم! من دوست دارم تکلیفم را روشن کنید! بالاخره یا مجرمم یا نیستم! اگر نیستم تبرئه ام کنید و فرصتی فراهم کنید تا من هم بتوانم با شرایطی عادلانه به زندگیم ادامه دهم! اگر هم مجرمم که برای خودم تقاضای رأی اعدام کرده و آن را با کمال میل می پذیرم!
  
تسهیلات مطلب
سایر مطالب این بخش سایر مطالب این بخش
نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ
ارسال به دوستان ارسال به دوستان


کد امنیتی را در کادر بنویسید >
::
دفعات مشاهده: 815 بار   |   دفعات چاپ: 147 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر
سایت معلولین ایران (سما) Iranian disabled people
تماس با سردبیر :info@idp.ir
Persian site map - English site map - Created in 0.046 seconds with 925 queries by yektaweb 3506