[صفحه اصلی ]    
:: کنوانسیون قانون حقوق معلولین اخبار اختصاصی IDP سخن هفته گزارش ::
بخش‌های اصلی
خانه::
پژواک::
اخبار::
کنوانسیون::
قانون حقوق معلولین::
سازمان های معلولین::
عضویت در سایت::
برقراری ارتباط::
پست الکترونیک::
پیوندها::
خبرخوان (RSS)::
آلبوم تصاویر::
::
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
دریافت اطلاعات پایگاه
نشانی پست الکترونیک خود را برای دریافت اطلاعات و اخبار پایگاه، در کادر زیر وارد کنید.
آخرین مطالب بخش
:: هر فرد کتابخوان بینا در سال یک کتاب را برای نابینایان گویا کند
:: وام 10 میلیونی به مددجویان زلزله‌زده و افزایش ۲ برابری مستمری‌شان تا پایان سال
:: حق‌التالیفی برای چاپ آثارم به خط بریل دریافت نمی‌کنم/ خودم را مدیون نابینایان می‌دانم
:: کارگروه کتاب گویا به زودی تشکیل می‌شود
:: کتاب صوتی را منحصر به نابینایان نکنیم
:: دو رمانم را برای صوتی شدن به «سطر سپید» اهدا می‌کنم
:: چرا کتاب فیزیک برای نابینایان تولید نمی‌شود؟
:: آثارم را برای نشر کتاب نابینایان اهدا می‌کنم
:: از طرح پویش ملی «سطر سپید» استقبال می‌کنیم/ گویا کردن کتاب‌های آموزشی و دانشگاهی
:: طرح پویش ملی «سطر سپید» باعث خرسندی روشندلان است/ کمبود کاغذ کتاب‌‌های بریل در کشور
:: کتاب صوتی نابینایان را به کتابخانه‌ وابسته نمی‌کند/ تولید کتاب‌ بریل هزینه‌بر است
:: مردم در ارتقای تولید کتاب برای نابینایان گام بردارند/ دوست دارم کتاب‌های صادق هدایت را به بریل بخوانم
:: وضعیت سرانه توانبخشی دانش‌آموزان با نیازهای ویژه
:: رئوس برنامه های رئیس جدید دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی اعلام شد
:: مراسم تکریم و معارفه رئیس دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی برگزار شد
نظرسنجی
آیا از مطالبی که در سایت استفاده می شود رضایت دارید؟
بله
تا حدودی
نه
خیلی کم
خیلی زیاد
   
خبرخوان
پس از دریافت خبرخوان آر اس اس می توانید با کپی کردن آدرس RSS و یا کشیدن لوگوی نارنجی رنگ  UniRSS به داخل خبرخوان خود مشترک سایت معلولین ایران شوید.
:: ویلچررانی از مزار شهدای هسته ای امام زاده صالح تهران تا مزار شهدای گمنام قم ::
 | تاریخ ارسال: ۱۳۹۲/۹/۱۷ | ارسال‌کننده:  زهرا خان اف | 

 

به نام خدا


موسسه پیام آوران ساحل امید

 
به مناسبت روز جهانی افراد دارای معلولیت و در دفاع از تیم مذاکره کنندگان هسته ای ایران برگزار کرد


AWT IMAGE
با شعار
( با هم به سوی صلح جهانی )

چند روزی بیشتر به روز جهانی افراد دارای معلولیت باقی نمانده بود که دوست عزیز و قدیمیم منوچهر نامجو با من تماس گرفت و در مورد یک حرکت جدید ورزشی با من صحبت کرد. منوچهر در کارنامه درخشان ورزشی خودش مقامهای قهرمانی ویلچررانی ایران رو در چندین سال متوالی و صعود موفق از ۳۱۲ پله، از پله های برج میلاد رو با استفاده از ویلچر، بمناسبت روز جهانی افراد دارای معلولیت در سال ۱۳۹۰ داره. پیشنهاد داد که با توجه به تمرینات ورزشی و آمادگی کامل جسمانیش مایله تا با حمایت موسسه ساحل امید و با دو هدف نشون دادن توانمندی های افراد دارای معلولیت و دفاع از تیم مذاکره گنندگان هسته ای ایران که با دست پیدا کردن به توافقات اولیه با گروه ۵+۱ باعث شادی دل همه ایرانیان عزیز شده بودند به عنوان سفیر صلح موسسه، مسیر مرقد امام تا نیروگاه اتمی فردو واقع در استان قم رو طی کنه. از منوچهر خواستم تا یکم بهم فرصت بده تا بیشتر فکر کنم. راستش نگرانی های زیادی در سر داشتم. از جمله اینکه نکنه با توجه به مدت زمان بسیار کم برای برنامه ریزی و اجرای این برنامه موفق نشیم تا مجوزهای لازم رو کسب و یا حتی اسپانسر برای همچین برنامه سنگین و بزرگی جذب کنیم.


به هر حال با بچه های موسسه صحبت کردم و با وجود زمان بسیار کم اما همشون اعلام آمادگی کردن برای برنامه ریزی خوب، دریافت مجوزهای لازم، جذب اسپانسر، اجرای عالی برنامه و پوشش مناسب و مطلوب رسانه ای.


به منوچهر زنگ زدم و با اعلام حمایت کامل موسسه از همچین حرکتی از او خواستم که روی آمادگی جسمانیش برای اجرای هر چه بهتر این برنامه تمرکز کنه.


از طرف دیگه هم یک تیم اجرایی قوی، منسجم و همدل در موسسه تشکیل شد تا به نحو احسنت این طرح رو به اجرا در بیارن.


قبل از هر چیز یک شعار برای این حرکت بزرگ انتخاب کردیم و با توجه به حمل پیام صلح توسط سفیر صلح موسسه، شعارمون شد “با هم به سوی صلح جهانی”.


بعد شروع کردیم به پرس و جو در مورد اینکه چه مجوزهایی رو از چه ارگانهایی باید دریافت کنیم که خوشبختانه با پیگیری های دوستان، اطلاعات خوبی تونستیم بدست بیاریم.


هنوز در مرحله تصمیم گیری های اولیه بودیم که بواسطه مسائلی که پیش اومد، مجبور شدیم مسیر ویلچررانی رو تغییر بدیم. در پی هماهنگی که با خود منوچهر انجام دادیم مبدأ سفر به مزار شهدای هسته ای ایران واقع در امام زاده صالح تهران و مقصد هم به مزار شهدای گمنام واقع در آرامستان بهشت معصومه (س) قم تغییر پیدا کرد.

 

قدم اول جذب اسپانسر بود که با توجه به هزینه های این برنامه واقعا به اسپانسر و حمایت مالی نیاز داشتیم.


صبح جمعه ۸ آذرماه بود و فقط چهار روز به اجرای برنامه باقی مونده بود. تصمیم گرفتیم که از فرصت استفاده کنیم و به دوستان نزدیکمون که در مراکز مختلف مسئولیتی داشتند اطلاع بدیم و با توجه به زمان بسیار کم ازشون خواهش کردیم که تا ظهر به ما اطلاع بدن که میتونیم رو کمکشون حساب کنیم یا نه.


از اونجا که خدا همیشه بهمون لطف داشته و ما رو شرمنده الطاف بیکرانش کرده و دوستان خوب، صادق و صمیمی رو به ما عطا کرده که این واقعا یک نعمته بزرگه، تعدادی از اونها با وجود مشکلات مالی موسساتشون اما در همون اولین تماس در حد توانشون اعلام آمادگی کردن. اینجا بود که عزممون جزمتر شد و در اصل در این مرحله تونسته بودیم اولین قدم رو به جلو رو برداریم.

 

قدم بعدی دریافت مجوزهای لازم بود؛


شنبه ۹ آذرماه بود که از منوچهر خواستم تا لیست تمام ملزومات سفرش رو به حساب موسسه خریداری کنه و خودمون هم نامه نگاری ها رو برای کسب مجوزهای لازم جهت اجرای برنامه شروع کردیم و با توجه به سپری شدن اندک زمانی که داشتیم و نزدیک شدن به روز جهانی، ترجیحا نامه ها رو بصورت دستی به ارگان های مربوطه بردیم. از پلیس راهور تهران بزرگ گرفته تا  کلانتری ۱۰۱ تجریش و همینطور پیگیر بحث اطلاع رسانی به رسانه های مختلف و هماهنگی های لازم مسیر سفر و سازمان های شهر مقصد شدیم. مجوزها، بنرهای تبلیغاتی و … تا عصر روز دوشنبه ۱۲آذرماه آماده شدند.


تو اون چند روز بچه های بسیج هم که توسط یکی از دوستان ساحل امید از اجرای این برنامه با خبر شده بودن با ما تماس گرفتن و اعلام آمادگی کردن برای همکاری و همراهیمون با هدف حراست از برنامه که ما هم از پیشنهادشون خوشحال شدیم و استقبال کردیم.


دوشنبه غروب جلسه نهایی رو با تیم اجرایی موسسه برگزار کردیم و تقسیم وظایف انجام شد.

 

روز سه شنبه ۱۲ آذرماه – روز شروع برنامه و مراسم بدرقه منوچهر


بلاخره روز سه شنبه فرا رسید و همه گروه راس ساعت ۸:۳۰ صبح در محوطه امام زاده صالح به هم پیوستن و شروع کردن به نصب بنرها و استندهای تبلیغاتی برنامه. منوچهر هم به همراه خانم محترمش و دختر گلش زهرا و دیگر اعضاء خانواده اش همزمان با ما به محوطه امام زاده صالح رسیدن. کم کم خبرنگارهای رسانه های مختلف که از قبل توسط موسسه دعوت شده بودن با دوربین های فیلمبرداری و عکاسی و … و نمایندگان اداره اوقاف و سازمان انتقال خون و موسساتی که در برپایی این برنامه کمکمون کرده بودن هم به ما پیوستن. در همون لحظه بود که تعداد زیادی سرباز نیروی انتظامی و فرمانده هاشون از کلانتری ۱۰۱ تجریش برای حفظ نظم برنامه به ما اضافه شدن. نزدیکای ساعت ۹ صبح بود که طبق هماهنگی های از قبل به عمل آمده توسط تیم اجرایی موسسه ساحل امید، دوستان دارای معلولیت مجتمع رعد شرق هم با یک دستگاه اتوبوس مناسب سازی شده برای زیارت امام زاده صالح و شرکت در مراسم بدرقه منوچهر نامجو در محوطه امام زاده صالح حاضر شدن. همه چیز برای شروع خوب و عالی یک برنامه بزرگ فرهنگی، اجتماعی محیا بود.خبرنگاران با من و منوچهر مصاحبه می کردن و از فعالیت های موسسه و انگیزمون از این حرکت نمادین می پرسیدن. ساعت ۱۰ صبح با تلاوت قرآن کریم مراسم بدرقه رسماً آغاز شد. بعد از تلاوت قرآن از حضور با شکوه دوستان و عزیزانی که تو اون هوای سرد برای شرکت در مراسم حضور پیدا کرده بودن تشکر و قدردانی کردم و کمی در مورد انگیزمون از برگزاری این برنامه صحبت کردم. بعد از منوچهر خواستم تا خودش پیام صلح و هدفش از اجرای این برنامه رو بیان کنه. بعد از منوچهر هم حجه الاسلام والمسلمین اسدالله زاده نماینده اداره اوقاف و بعد هم جناب آقای دکتر یکتاپرست دوست عزیزم و نماینده سازمان انتقال خون چند دقیقه ای در مورد توانمندی های افراد دارای معلولیت ایران صحبت کردن و خوشحالیشون رو بابت حمایتی که از این برنامه بزرگ داشتن ابراز کردن. بعد از صحبت ها نماینده اداره اوقاف پیشانی بند یا امام حسین (ع) رو بر پیشانی منوچهر بست. منوچهر با رد شدن از زیر قرآن مجید به سمت مزار شهدای هسته ای حرکت کرد. بعد از قرائت فاتحه، مردمی که برای بدرقه اومده بودن با فرستادن صلوات های بلند منوچهر رو تا میدان تجریش بدرقه کردن.


ابتدای خیابون ولیعصر ماشین های اسکورت منوچهر برای باز کردن مسیر حرکت، منتظر ایستاده بودند. دو دستگاه ماشین کلانتری، یک دستگاه آمبولانس سازمان انتقال خون، دو دستگاه ماشین پلیس راهور و چندین دستگاه خودرو شخصی متعلق به تیم اجرایی موسسه ساحل امید و خبرنگاران رسانه ها.


با صلوت بر محمد و آل محمد حرکت شروع شد. مردمی که در طی مسیر شاهد این حرکت منوچهر بودند همه با بوق ماشینهاشون یا دست تکون دادن و هر کسی با ادبیات خودش منوچهر رو تشویق می کردن( بابا دمت گرم، آفرین به غیرتت، درود بر تو، ماشالله، ای ول الله و …) پلیس راهور بخاطر اینکه راه منوچهر رو باز نگه داره تا ترافیک مانع حرکت و سردی عضلاتش نشه ورودی ها و خروجی های بزرگ راه ها رو کنترل می کرد و همه کسانی که چند دقیقه پشت ورودی ها منتظر می موندن، وقتیکه یه نفر رو ویلچرزنان و خندان با لباسی سراسر سفید به معنای صلح میدیدن که از مقابلشون رد میشه و همشون با نگاهی متعجب آمیخته با تشویق این صحنه رو تماشا می کردن و ناخودآگاه برای منوچهر بوق می زدند که منوچهر هم در پاسخ با تکون دادن دست برای اونها از همشون تشکر می کرد.


به ترتیب از بزرگره های شهید چمران، شهید نواب، شهید کاظمی و آزادگان گذشتیم . عقربه ها ساعت، ۴ عصر رو نشون می دادن که به عوارضی تهران – قم رسیدیم.


از ماشین ها پیاده شدیم و بعد از گرفتن عکس های یادگاری، منوچهر رو به همراه ون سازمان انتقال خون برای شروع سفری با پیام صلح و دوستی به خدا سپاردیم و ما به سمت تهران برگشتیم.


از زمان برگشتنمون به تهران تا شب چندین بار با منوچهر تلفنی صحبت کردم که از احوالش با خبر باشم و مطمئن بشم تو ادامه مسیر براش مشکلی پیش نیومده باشه. شب اول رو منوچهر بعد از فرودگاه امام خمینی در استراحتگاه حافظیه در ۹۰ کیلومتری قم کمپ زد.

 

روز دوم سفر،


منوچهر روز دوم سفر رو از ساعت ۹ صبح با وجود وزش شدید باد مخالف و باران شروع کرد . نگرانیمون از این بود که با توجه به بارندگی ها و تگرگ منوچهر از ادامه راه باز بمونه یا نتونه در زمانی که اعلام کرده بودیم سفر خودش رو به پایان برسونه. اما اون تصمیم خودش رو گرفته بود. ما هم برای موفقیتش دعا می کردیم و البته همگی بصورت آماده باش بودیم تا در صورت بروز مشکل پیش بینی نشده ای سریعا بتونیم اقدام کنیم. در روز دوم هم چند اکیپ از دوستان در فواصل زمانی مختلف به منوچهر سر زدن تا از شرایط جسمانیش با خبر بشن. با تمام شرایط نا مساعد جوی، اون روز هم منوچهر موفق شد در ساعت ۴ عصر نهار رو در ۴۵ کیلومتری قم (استراحتگاه عرشیا) صرف کنه و بعد از اون با وجود برودت هوا اما بخاطر اینکه از برنامه عقب نیوفته باز هم به مسیر خودش ادامه داد و در ساعت ۸ شب در ۲۰ کیلومتری قم (در مجموعه امکانات رفاهی مهتاب) کمپ شب دوم رو بنا کرد.

 

روز سوم و نهایی؛


صبح اون روز بارندگی به همراه وزش شدید باد بود و مسیر تهران تا قم هم تگرگ شروع به باریدن کرده بود. همه نگران بودیم. نه برای ناتمام موندن سفر، بلکه بیشتر نگرانیمون برای سلامتی منوچهر بود که تو این باد و بارون دچار آسیب نشه. حتی پیشنهاد دادیم مسیری رو با آمبولانس در اختیارش، طی کنه تا کمتر خیس بشه. اما قبول نکرد و گفت تا اینجا رو ویلچر زدم و به یاری خدا بقیه اش رو هم به همین صورت ادامه میدم. همه تیم اجرایی هم از اول صبح به سمت منوچهر راه افتادیم تا انشاالله بتونیم راس ساعت مقرر (ساعت ۱۲ ظهر)، مراسم با شکوه استقبال از سفیر صلح ساحل امید رو برگزار کنیم. ۱۵ کیلومتری قم به منوچهر رسیدیم و همزمان با ما دو دستگاه خودرو از بچه های بسیج گردان خیبر تهران که به قصد شرکت در مراسم اختتامیه عازم قم شده بودن هم به ما پیوستن. وقتی منوچهر رو با لباس های خیس و کلاهی پوشیده از تگرگ دیدم فهمیدم که انسان تا چه حد میتونه مقاوم، سخت کوش و مبارز باشه. بچه های بسیج هم همشون با دیدن این شرایط و به پاس توانمندی منوچهر تو بارون پیاده شدن و در پشت منوچهر با پرچم یا حسین میدویدن. نزدیک به آرامستان بهشت معصومه (س) که رسیدیم جمعیت زیای رو با چراغ های گردان ماشین های اداری و پلیس میتونستیم ببینیم. وقتی که بهشون نزدیک شدیم همه با ذکر صلوات های بلند به منوچهر خوش آمد و خدا قوت می گفتن و منوچهر رو به آغوش می کشیدن و تا این حد تحت تاثیر توانمندی و مقاومت منوچهر قرار گرفته بودن که بر خلاف مشخص کردن محل اختتامیه سفر، از همون درب آرامستان دسته های گل رو به گردنش می انداختند. از همه عزیزان خواهش کردیم که راه رو برای منوچهر باز کنن تا بتونه به مزار شهدای گمنام وارد بشه. جمعیت زیاد بود و منوچهر خوشحال از اینکه موفق شده بود که به لطف خدا سفرش رو با موفقیت به پایان برسونه و تیم اجرایی هم خوشحالتر از اینکه با کمک خدا و دوستان همه چی طبق برنامه ریزی پیش رفته بود. مراسم استقبال از سفیر صلح با حضور دکتر الهی مدیرکل محترم سازمان انتقال خون استان قم و هیئت همراه، دکتر مظفری مدیر کل محترم توانبخشی سازمان بهزیستی استان قم و هیئت همراه و مهندس دلبری شهردار محترم قم و هیئت همراهشون و جمعی از دوستان و همراهانی که از تهران و قم برای مراسم استقبال از منوچهر حضور پیدا کرده بودند برگزار شد. طبق اداب مراسم، ابتدا از این حرکت بزرگ و قهرمانانه منوچهر صادقانه تشکر کردم و ضمن آرزوی سلامتی و توفیق روز افزون برای منوچهر، جوایز و لوح سپاسی رو بپاس قدردانی از تلاش و غیرتش به او اهداء کردم. بعد از اون هم که منوچهر با رسانه های مختلف مصاحبه انجام داد و بعد هم همه با هم عکس های یادگاری انداختیم.


حرکت منوچهر حرکت بسیار بزرگی بود که تونست گوشه ای از مقاومت، صبوری، و به ویژه توانمندی های افراد دارای معلولیت رو به جامعه نشون بده و حتی با این حرکت تونست به مسئولین نشون بده که ما هم در کنار دیگر شهروندان جامعه میتونیم در عرصه های مختلف حضور داشته باشیم و بی شک این توانایی رو داریم که برای مردم و کشورمون افتخار آفرینی کنیم، اگر که مسئولین هم راه رو برای حضور فعالمون هموار کنن.

 

اتفاقات خوب و بد:


تو این چند روز در کنار همه اتفاقات خوب و انرژی های مثبتی که از سوی دوستان و همراهانمون برای اجرایی شدن هر چه بهتر این سفر به ما ساطع می شد، اتفاقات و انرژی های منفی هم وجود داشت که به لطف خدا و حمایت همه گروه بر روند ادامه فعالیتمون بی تاثیر ماند. از مدیریت انجمن همکاری گرفته که دقیقا در آخرین لحظات وقتی که همه بنرهامون به چاپ رسیده بود و رسانه ها در مورد این سفر، پیش خبر رو منتشر کرده بودن و ما در حال کسب مجوزهای پلیس بودیم با ما تماس گرفتن و با توجه به در خواست مکرر خودشون قبل از شروع برنامه ریزی مبنی بر اینکه لوگو و اسمشون رو به لیست سازمان های همکارمون اضافه کنیم، از ما خواستن که لوگو و اسمشون رو از تو بنرهامون حذف کنیم که البته علت این درخواست عجیبشون رو متوجه نشدیم گرفته، تا انجمن همکاری که تعهد کرده بودن که برای کمک به اجرای بهتر این برنامه، مبلغ کمک هزینه ای رو به موسسه پرداخت کنن و متاسفانه بعد از تبلیغات و رسانه ای شدن برنامه به تعهدشون عمل نکردن و ما رو تنها گذاشتن و حتی شنیدن حرف هایی مبنی بر اینکه منوچهر منافع شخصیش رو داره دنبال می کنه که واقعا دیدن و شنیدن اینگونه رفتارها و حرف ها برامون ناراحت کننده و تاسف آور بود. چرا که ما معتقدیم هر دوست دارای معلولیت توانمندی رو باید حمایت کنیم تا بتونه توانمندیهاش رو به همه جامعه نشون بده و از نظر ما این یکی از بهترین راه های فرهنگ سازی در راستای تغییر نگرش عمومی نسبت به جامعه دارای معلولیت می تونه باشه.

 

تقدیر و تشکر:

جا داره تا از تک تک بچه های تیم اجرایی موسسه ساحل امید که با قلبی پاک و مملو از مهربانی، تمام برنامه ریزی تا اجرای این سفر سخت اما بسیار پر بار رو بر عهده گرفت و الحق و النصاف با همکاری منسجم و همدلی موفق شدند تا موسسه پیام آوران ساحل امید از این حرکت، سربلند بیرون بیاد و گروه تبلیغاتی ایده که لحظه به لحظه در تمام مراحل این سفر ما رو همراهی کردن تشکر و قدردانی کنم.


در پایان هر چند که جای خالی خیلی از سازمان ها و افرادی که میتونستن در کنارمون باشن، اما به هر دلیل نبودن بسیار احساس می شد، اما مراتب سپاس و قدردانیمو از همه سازمان های دولتی و غیردولتی که در جهت هر چه بهتر برگزار شدن این برنامه کنارمون قرار گرفتن و ما رو صمیمانه یاری دادن ابراز کنم به ویژه:


معاونت ترافیک پلیس راهور تهران بزرگ
معاونت اجتماعی اداره کل اوقاف و امور خیریه استان تهران
پایگاه مقاومت بسیج شهدای خیبر حوزه ۲۴۹ المهدی (عج)
مدیریت و پرسنل محترم سازمان انتقال خون استان تهران
بنیاد توسعه کارآفرینی و اشتغال معلولین و نیازمندان
ریاست و پرسنل محترم کلانتری ۱۰۱ تجریش
مدیریت آستانه امام زاده صالح (ع)
موسسه نیکوکاری رعدالغدیر
انجمن امداد ایرانیان
مدیریت و پرسنل فهیم گروه تبلیغاتی ایده
مدیریت و پرسنل محترم سازمان انتقال خون استان قم
شهردار محترم و مردم مهمان نواز شهرستان قم
مدیریت توانبخشی سازمان بهزیستی استان قم

ورزشکار و سفیر صلح ساحل امید: منوچهر نامجو
راننده آمبولانس همراه: علی هادی

پوشش رسانه ای:


روز سه شنبه ۱۲آذرماه پخش گزارش سفر در بخش های مختلف اخبار تلویزیون، روز پنجشنبه ۱۴آذرماه پخش گزارش سفر در برنامه تلویزیونی “درشهر” و  بخش های مختلف اخبار تلویزیون، انتشار گزارش سفر در خبرگزاری های ایسنا، ایرنا، فارس، آریا، برنا، شبستان و …

اعضای تیم اجرایی و رسانه ای این برنامه:


خانم ها سونیا شناسی آذری، یاسمن سادات اخوی، مهسا حسینی طالقانی، مریم کرمی و آقایان سید حامد حلمی، دکتر بابک یکتاپرست، حسین دزفولی، سید داوود موسوی، محمدرضا قربان زاده، رضا رضایی، مجید انتظاری


با احترام
شهرام مبصر
مدیرعامل موسسه پیام آوران ساحل امید
۱۳۹۲/۹/۱۶

برای دیدن گالری تصاویر به اینجا مراجعه کنید.

  
تسهیلات مطلب
سایر مطالب این بخش سایر مطالب این بخش
نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ
ارسال به دوستان ارسال به دوستان


کد امنیتی را در کادر بنویسید >
::
دفعات مشاهده: 1478 بار   |   دفعات چاپ: 432 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 36 بار   |   0 نظر
سایت معلولین ایران (سما) Iranian disabled people
تماس با سردبیر :info@idp.ir
Persian site map - English site map - Created in 0.05 seconds with 926 queries by yektaweb 3509